roya_ffa
اندیشه کن اما نخند
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز از آدامسهایش نمی خری. نخند!
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ای کوتاه معطلت کند. نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند!

/
| |
سلام به همه عاشقا بوخودا همه خوب و دوس داشتنین |
morvarid
یکی تعریف میکرد: شام مهمون بودیم،سر سفره به بابام میگم،اون پارچ آب رو میدی؟ زد پس کله ام نزدیک بود سرم بره تو بشقاب!! میگم چرا میزنی؟ میگه:خاک بر سرِ خرت کنن! آب که خونه خودمونم هست..جوجه بخور!! 8O

/
| |
وقتی چترت خداست بگذار باران سرنوشت هرقدرمیخواهد ببارد. |
sogol
من از خدا خواستم............

/